ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

140

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

فصل دوّم در مباحثى است كه به اخلاق پسنديده و پست و آدابى كه به آنها وابسته است تعلق دارد . در اين فصل سى و دو كلمه وجود دارد . كلمهء نخست گفتار آن حضرت ( ع ) : من عذب لسانه كثر اخوانه : هر كه شيرين زبان باشد ، برادران او بسيار باشند . مىگويم : عذب - آب پاك و بدون آلودگى است و بر حسب مجاز بر هر چيز گوارايى كه از آلودگى آزار دهنده خالص باشد گفته مىشود . مقصود از زبان در اين جا سخن است چنان كه پيش از اين بدان اشاره شده چون به زبان مادى پاكى و شيرينى نسبت داده نمىشود . منظور از اخوان و برادران ، دوستان و ياران مىباشد . و بطور روشن مقصود اين است كه هر كس سخنش براى مردم نرم باشد و زبانش را به نرمى نيكو و سخن خوب در برخورد با مردم تمرين دهد و به آنان پاسخ دهد و در برابرشان فروتنى كند طبيعت آنان به دو ميل كرده و به رفاقت و همنشينى با او مشتاق مىشوند . در نتيجه ، اين گونه رفتار سبب زيادى دوستان مىشود . اين مطلب به تجربه ثابت شده و از قضايايى است كه پذيرش آن لازم است . امّا علَّت اين ميلهاى طبيعى اين است كه بايد بدانى ميلها و آنچه موجب گريز طبيعى براى حيوان است بر مبناى تصورات نيروى واهمه يا تعقّل كردن چيزهايى مىباشد كه زيانبار است و آزار دهنده يا آسايش بخش است و سودمند . چون تصوّر حيوان به اين كه فلان چيز برايش آزار دهنده است در آن شوقى بر مىانگيزد كه خواستار دفع آن آزار دهنده مىشود . اين دفع يا با ايستادگى در برابر آن يا با گريز صورت مىگيرد . تصوّر اين كه آن چيز سودمند يا گواراست در او علاقه اى ايجاد مىكند تا خواستار ادراكى ملايم از آن شيء سودمند گوارا شود . ما تمام اين مطالب را به تو اعلام كرديم و چگونگى به حركت در آمدن نيروها و انگيزش بعضى از آنها را بر بعضى بنا بر مختلف بودن طبقات آن توضيح داديم و چون آنها را شناختى بايد